تبليغاتX
دست نوشته های یک احمد

چهارشنبه سی ام دی 1388

چند عدد قبری که خالی است.

سلام

علّامه طباطبایی(رحمة‌الله) می‌فرمایند:

اوایل جوانی در نجف‌اشرف بودیم، شخصی بود که به او می‌گفتند: «شیخ عبود». مردی با بصیرت بود. اغلب به قبرستان وادی السّلام سر می‌زد.

یک روز طلبه‌های جوان دور او را گرفتند و گفتند: چه خبر؟

گویا منتظر خبرهای عجیب و غریب بودند. آن مرد گفت: از این خبرهایی که شما می‌خواهید، نه، امّا خود یک خبر دارم. چند عدد از قبرها را دیدم که خالی هستند. از قبری پرسیدم: می‌گویند در قبر مار و مور و عقرب و جود دارد، ولی الآن که چیزی نیست؟ ناگاه شنیدم که قبر گفت: ای رفیق! ما که مار و مور نداریم. شما آدم‌ها خودتان مار و مور می‌آورید. این‌ها اعمال خود شماست و هرگز نمی‌توانید از اعمالتان فرار کنید.

كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ
(آري) هر كس در گرو اعمال خويش است

*واما بعد :این مطلب را از سایت حاج آقای تهرانی بر داشتم حتما سر بزنید

نوشته شده توسط احمد خسروی در 5:22 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم دی 1388

واكاوی برهه‌هایی از زندگا نی برخی از خواص جامعه حسینی(2)

 

۱-احنف بن قيس تميمي‏

 

یکی از کسانی که باید به عنوان مردودین امتحان خواص نام برد احنف بن قيس تميمي‏ است که نامش ضحاک يا صخر بود که به احنف اشتهار داشت او در دوران پيامبر اسلام به دنيا آمد؛ گرچه آن حضرت را نديد. او از اشراف تميمي بصره بود و به هنگام درخواست عايشه براي جنگ با اميرمؤمنان عليه‏السلام،از اجابت اين خواست سرباز زد و گفت:

من هرگز با علي عليه‏السلام که پسر عم و داماد اوست، جنگ نخواهم کرد. او چون به نزد اميرمؤمنان عليه‏السلام رفت، حضرت از شيوه‏ي برخورد او در جنگ جمل پرسيد که آيا «با ما موافقت داري يا نه؟» احنف در پاسخ دو کار پيشنهاد کرد و گفت: اگر مي‏خواهي با دويست نفر مرد ورزيده در خدمت و موافقت تو باشم و اگر مي‏خواهي شش هزار مرد شمشير زن از تو دفع کنم. حضرت از او کار دوم را خواست.

شيوه برخورد احنف با اميرمؤمنان عليه‏السلام شفاف نبود. او از شايعه‏اي خبر داد که «دراقوال اهل بصره چنين است که اگر علي عليه‏السلام بر ما ظفر يابد، مردان ما را بکشد و عيال و اطفال ما را برده گيرد» که امام در پاسخ به او فرمود: «هرگز از من اين کار نيايد».

احنف بن قيس گر چه در صفين در سپاه اميرمؤمنان عليه‏السلام بود، اما اين سخن از وي ثبت شد است که «عرب به هلاکت رسيد»..

وي پس از خوانده شدن نامه معاويه براي مردم بصره و تشويق آنها بري جنگ با اميرمؤمنان عليه‏السلام به صف‏بندي جبهه‏ي حق و باطل توجهي نکرد و با بيان ضرب‏المثلي چنين گفت «کاري به کارشان ندارم»..

به گفته‏ي ابن‏اعثم کوفي، معاويه چون نظر بزرگان قبايل عرب را درباره‏ي ولايت عهدي يزيد جويا شد، احنف بن قيس نيز به عنوان بزرگ بصره در پاسخ چنين گفت:

تو به احوال يزيد و مداخل و مخارج او از ما عالم‏تري و او را بهتر از ما مي‏شناسي؛ اگر مي‏داني که تيمار خلافت چنانچه متضمن رضاي خداي تعالي است و فراغت امت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله باشد،... درکار او با هيچ کس مشورت مکن و خلافت بدو ده و اگر داني که بدين کار چنان که بايد قيام نتواند نمود، دنيا را بدو مده و خود را در عذاب آن جهان مينداز و بر ما بيش از گفتن سمعا و طاعة نباشد. معاويه از اين سخن احنف بسيار خرسند شد. [3] .

امام حسين عليه‏السلام به هنگام اقامت در مکه و پيش از حرکت به سمت عراق، به رؤساي پنج‏گانه‏ي بصره و برخي از بزرگان شهر، مانند احنف بن قيس نامه‏اي ارسال داشت و ايشان را به بيعت خويش خواند و فرمود:

شما را به عمل به کتاب خدا و سنت پيامبر مي‏خوانم؛ زيرا سنت پيامبر از بين رفته و بدعت در دين ايجاد شده است.اگر به سخن من گوش فرادهيد و دستور مرا اجرا نماييد شا را به راه رشد و سعادت هدايت خواهم کرد.

احنف نامه امام حسين عليه‏السلام را پنهان داشت و سپس در مرقومه‏اي کوتاه، امام را به صبر توصيه کرد او مردم را از جنگ بر حذر داشت و به اطرافيان خود چنين گفت:

ما خاندان ابوالحسن (اميرمؤمنان) را بارها آزموده‏ايم؛ در آنان نه حکومت بر ولايتي و نه مالي براي اندوختن است و در جنگ نيز اهل کيد و تزوير نيستند.

احنف بن قيس دوست عبدالله بن زبير بود و در قتل مختار به او کمک کرد او به سال 67 ق. هجري در کوفه مرد. [4] .

 

نوشته شده توسط احمد خسروی در 19:0 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388

واكاوی برهه‌هایی از زندگا نی برخی از خواص جامعه حسینی(1)

 سلام

 چندو قتی بود به خاطر عدم دسترسی به نت حضور فعالی در نت نداشتم چند روزی هست دسترسی فراهم شده ان شالله بتوانم مطالبی را درج کنم

متن زیر مقدمه مقاله ای است که در محرم نوشته بودم که به دلیل طولانی بودن متن به صورت سلسه وار در به روز کردن وبلاگ از آن استفاده خواهم کرد امید است مورد استفاده دوستان قرار گیرد .

شك خواص، پایه‌ى حركت صحیح جامعه‌ى اسلامى را مثل موریانه می‌جود. این كه خواص در حقایق روشن تردید پیدا كنند و شك پیدا كنند، اساس كارها را مشكل می‌كند!" این بخشی از سخنان رهبر انقلاب است كه چندی پیش خطاب به مبلغان محرم ایراد شده است. ایشان در این سخنان، با نگاهی به تجربیات تاریخی صدر اسلام، بار دیگر به حساسیت نقش خواص در برهه‌های تاریخ‌ساز اشاره كردند.

تعريف عوام و خواص

خواص در هر جامعه، افرادي هستند که اهل شناخت و تجزيه و تحليل بوده، براساس بصيرت نسبت به وقايع اتفاقي موضع گيري مي‏کنند و در حقيقت سردمداري جريان‏هاي اجتماعي به دست آنهاست. اين دسته بسيار کم هستند. [1]

 مقام معظم رهبري مي‏فرمايد:

خواص کساني هستند که از روي فکر و فهميدگي و آگاهي و تصميم گيري کار مي‏کنند، يک راهي را مي‏شناسند و به دنبال آن راه حرکت مي‏کنند. وقتي عملي انجام مي‏دهند، موضع گيري مي‏کنند، راهي را انتخاب مي‏کنند، از روي فکر و تحليل است؛ مي‏فهمند و تصميم مي‏گيرند و عمل مي‏کنند.[2]

عوام در هر جامعه اکثريت را تشکيل مي‏دهند و معمولا پيرو بوده، به بالا دستي‏ها نگاه مي‏کنند و مطابق مشي آنها عمل مي‏کنند،اينها توانايي تجزيه و تحليل مسايل را ندارند، پيرو موجند و مرعوب جو.

  مقام عظماي ولايت مي‏فرمايد:

عوام کساني هستند که وقتي جو به يک سمتي مي‏رود اينها هم مي‏روند، تحليل ندارند. يک وقت مردم مي‏گويند زنده باد، اين هم نگاه مي‏کند و مي‏گويد زنده باد، يک وقتي مردم مي‏گويند مرده باد، او هم نگاه مي‏کند مي‏گويد مرده باد. اينها دنبال اين نيستند که ببينند چه راه درست است، چه حرکتي صحيح است، بفهمند، بسنجند، تحليل کنند، درک کنند. .

خواص در یک جامعه به کسانی اطلاق می شود که به واسطه تاثیری که بر مردم دارند وجزء بزرگان محسوب می شوند و این شرافت به واسطه بزرگی قوم یا به واسطه گرفتن حکمی از رسول خدا ویا راوی حدیث وجزء صحابی یا تابعین پیامبرویا جزء خانواده شهدا محسوب می شوند که مردم به واسطه جایگاه آنان برای ایشان احترام قائل هستند که در زیارت عاشورا از برخی از آنان تحت عنوان امت ممهد و تمهید گران و زمینه سازان از آنان یاد می شود .

آن‌چه در پی می‌آید مروری كوتاه بر چند برهه‌ی حساس و تاریخی از زندگی خواص جامعه امام حسین و بررسی زندگی این افراد که اگر اینان در آن برهه حساس تاریخ تصمیم درستی می گرفتند شاید امروز تاریخ سرنوشت دیگری داشت ولی هم اینان نقش خود را در سرنوشت تاریخ نادیده گرفتند و وظیفه خود را انجام ندادند که باعث شد حسین بن علی (علیه السلام) تنها شود و به تعبیر زیارت عاشورا وتر الموتر کشته شد ودر نهایت به زندگی چند نفر از خواص اهل باطل خواهیم پرداخت که این گروه در عین باطل بودن ولی در انجام نقش خود در پیش برد اهل باطل باتمام قوت کار خود را انجام دادند که انسان را یاد سخن امام علی می اندازد که کاش گروهی از شما را می دادم و یک نفر از گروه معاویه را می گرفتم چرا که آنان این گونه بر باطل خود مصرند و باتمام قوت برای آن کار می کنند و شما در مورد حق این گونه سستی وکاهلی می ورزید.

سبک ما در این نوشتار بررسی زندگی و بیان نقش آنان می باشد که شاید آنان هم فکر نمی کردند که این گونه در تاریخ موثر باشند و کاهلی آنان شکاف عمیقی را در گروه حق پدید بیاورد در این نوشتار کاری به این که این افراد عاقب به خیر شدند یا نه نداریم و فقط هدف این است که خواص آن زمان در برهه ای از تاریخ به وظیفه خود عمل نکرده اند ؛سبک این نوشتار مانند نوشته های سبک تیپ شناسی و تیپولوژی افراد می باشد قابل ذکر می باشد که برخی از منابع از نرم افزار تاریخ نور السیره که توسط موسسه کامپیوتری علوم اسلامی نور تهیه شده است استفاده نمودم   .

 


[1]جام عبرت

[2] 20/3/75

نوشته شده توسط احمد خسروی در 16:35 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم شهریور 1388

رسانه تنبل ...

 

سلام

آقا ایمان مطلبی  را با قلم بسیارزیبا در موضوع رسانه کار کرده بود که ارزش خواندن داره بنا شد من هم نظرم را در مورد موضوع بنویسم که با چند روز تاخیرمطلبم را تقدیم همه دوستان کتابخانه آشا  می کنم  

مطلب ایمان:  در مورد اهمیت رسانه و کارکرد آن واین که چرا ما برای این مهم کاری نمی کنیم و همیشه کارمان شده است که از حرفه ای های این فن تمجید کنیم و چقدر خودمان توانسته ایم از این ابزار برای پیشبرد اهداف خودمان بهره ای ببریم سخنی نگفته ایم

اهمیت رسانه گمان نمی کنم بر کسی پوشیده باشد که اگر پوشیده باشد حواله می دهم به مباحث مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهوری که تحت عنوان کتاب ولایت توسط انتشارات قدر ولایت به چاپ رسیده است که حاصل بحث ایشان این است که اگر حکومت اسلامی تشکیل شود مهمترین هدف آن فرهنگ است و این مهم بدون رسانه پیش نمی رود .

یادم نمی رود استادمان وقتی می خواست اهمیت این موضوع را برای ما گوشزد کند می فرمود که پیامبر در جریان فتح مکه تمامی مردم را بخشید الا چند نفر که از جمله آنها چند زن بودن که در جنگها آوازه خوانی می کردند و سربازان را در جنگ بر علیه سپاه اسلام تحریک می کردند که می توان آن را از مصادیق  رسانه آن روز به حساب آورد ....

سخن کوتاه کنم این که چرا ما هیچ تلاشی در این موضوع نمی کنیم را فقط می توانم با گوشه ای از خطبه مولی الموحدین امیر المومنین (علیه السلام ) آسیب شناسی کنم :

فيا عجبا عجبا-  و اللّه-  يميت القلب و يجلب الهمّ من اجتماع هؤلاء القوم على باطلهم، و تفرّقكم عن حقّكم فقبحا لكم و ترحا، حين صرتم غرضا يرمى: يغار عليكم و لا تغيرون و تغزون و لا تغزون، و يعصى اللّه و ترضون

شگفتا، شگفتا به خدا سوگند قلب را مى‏ميراند و غم و اندوه را (به روح انسان) سرازير مى‏كند كه آنها (شاميان غارتگر) در مسير باطل خود، چنين متّحدند و شما، در طريق حقّتان، اين گونه پراكنده و متفرّق روى شما زشت باد و همواره غم و اندوه قرينتان باشد چرا كه (آن چنان سستى و پراكندگى به دشمن نشان داديد كه) هدف تيرها قرار گرفتيد، پى در پى به شما حمله مى‏كنند و شما به حمله متقابل دست نمى‏زنيد با شما مى‏جنگند و شما با آنها پيكار نمى‏كنيد آشكارا، معصيت خدا مى‏شود و شما، (با اعمال نادرستتان) به آن رضايت مى‏دهيد (خطبه 27 نهج البلاغه )

باید قبول کنیم که عدهای هستند برای پیشبرد اهداف باطل خود دست از پا نمی شناسند و همواره در تلاش هستند ولی ما برای حقی که به آن ایمان داریم بی خیالیم ....

نوشته شده توسط احمد خسروی در 2:30 |  لینک ثابت   • 

شنبه سوم مرداد 1388

نامه یکی از اعضای کابینه هفتاد میلیونی به آقای احمدی نژاد

سلام

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿نساء۵۹﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است

اگر دوستان هم مثل من یادشان باشد اوایل ریاست جمهوری دوره اول آقای احمدی نژاد متنی از صحبتهای ایشان در جمع محافظان ریاست جمهوری منتشر شده بود که آقای احمدی نژاد در آنجا گفته بود که ما باید خاکریزی باشیم در جلوی ولی فقیه که هر کس خواست ما را بزند و...

آقای احمدی نژاد امروز شما را چه شده است که بیش از یک هفته از پیام مقام معظم رهبری مبنی بر عزل یکی از معاونین شما که هیچ جایگاهی در بین مردم و طرفداران شما ندارد ؛می گذرد ولی شما هنوز لبیکی به ندای رهبری نداده اید ؟

آقای احمدی نژاد آیا نمی دانید ولایت فقیه همان تداوم خط انبیاء و ائمه (سلام الله علیهم )است ؟ و ما معتقدیم که تخطی از فرمان ایشان مانند تخطی از فرمان ائمه می باشد و اگر کسی از فرمان ایشان سر باز زند حتما چوبش را خواهد خورد چنان که می بینید امروزه بسیاری به خاطر گرفتاری هوای نفس چوب آن را می خورند ؟

آقای احمدی نژاد آیا نمی دانید نباید در انجام فرامین ولایت لحظه ای کوتاهی کرد و ممکن است این فاصله باعث سقوط ابدی انسان در قعر جهنم می شود مانند آن فردی که در پاسخ به دعوت امام حسین (علیه السلام ) کوتاهی کرد و چند روز بعد پشیمان شد و برگشت خود را به کاروان امام ملحق کند ولی وقتی برگشت کاروان امام به کربلا رسیده بود و از عاشورا هم عبور کرده بود و حسرت اندوه و خفت برای همیشه برای آن فرد باقی ماند که پشیمانی را سودی نیست...

آقای احمدی نژاد چند روزاست که حکم رهبری روی زمین مانده و لبیکی از شما نشنیده ایم و امروز هم که آقای مشائی در پیامی خود را از معاون اولی کنار کشیده باز هم از شما خبری نیست...

و در آخر آقای احمدی نژاد این که شما خط قرمز ما نیستید و اگر احساس کنیم شما هم مانند خیلی ها ولایت پذیر نیستید شما را به راحتی کنار خواهیم گذاشت ولی آقای دکتر دوست داریم هر چه سریعتر از روند گذشته تان در این چند روز توبه کنید و با جبران این کاستی سربازی خود را برای ولایت فقیه اثبات کنید.  

یکی از اعضای کابینه ۷۰ میلیونی شما

نوشته شده توسط احمد خسروی در 10:1 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم تیر 1388

نظر امام خمینی (قدس سره )در مورد وقایع اخیر چیست؟

 سلام

صبح جلسه ای رفته بودم مطلبی را دیدم گفتم خوب هست دوستانم هم بخوانند که امام در مورد وقایعی که امروز در کشور پیش آمده چه نظری دارند و خط فکری کسانی که ادعای خط امام می کنند و کاملا بر خلاف امام حرکت می کنند چیست کاش همه آنها هم به این ملزم بودند که راه امام راه ماست و خط امام خط ما ...

۱. نظر امام خمینی (قدس سره)درباره دعواها و اختلافات سیاسی چیست؟

- اختلاف از راه قانون شکنی پیش می آید.

- دعواهای ما، دعوائی نیست که برای خدا باشد. این را همه از گوشتان بیرون کنید! همه تان، همه ما از گوش مان بیرون کنیم که دعوای ما برای خداست، ما برای مصالح اسلام دعوا می کنیم؟! خیر! مسئله این حرف ها نیست ... همه کسانی که دعوا می کنند برای خودشان است ... می خواهم همه مملکت ایران را به هم بزنم، برای اینکه من باشم و هیچ کس نباشد! نه، همه باشید و همه هم حفظ کنید ممکت را، همه باشید و همه روی قانون عمل بکنید. قانون اساسی را باز کنید و هر کس حد و مرز خود را تعیین کند. (1)

2. نظر اسلام درباره قانون چیست؟

- در اسلام قانون حکومت می کند. پیغمبر اکرم هم، تابع قانون بود؛ تابع قانون الهی؛ نمی توانست تخلف بکند. خدای تبارک و تعالی می فرماید: اگر چنانچه برخلاف آن چیزی که من می گویم، تو بگویی، تو را اخذ می کنم (می گیرم) وتینت (رگ دل تو) را قطع می کنم.(2)

قانون برای همه است. کسانی که با قانون مخالفت می کنند، اینها با اسلام مخالفت می کنند.(1)

3. اگر قانون برخلاف رای و نظر ما بود، تکلیف چیست؟

- همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید، ولو برخلاف رای شما باشد. برای اینکه میزان اکثریت است و تشخیص شورای نگهبان که مخالف قانون نیست ومخالف اسلام هم نیست میران است، همه ما باید بپذیریم.

نباید چنانچه یک قانونی برخلاف نظر من بود، من بیایم بیرون و هیاهو کنم که من این قانون را قبول ندارم، این قانون خوب قانونی نیست. قانون خوب است، شماها باید خودتان را تطبیق بدهید با قانون، نه قانون (خودش را) با شما تطبیق بدهد. اگر قانون بنا باشد که خودش را تطبیق بدهد با یک گروه، تظبیق بدهد با یک جعیت، تطبیق بدهد با یک شخص، این قانون نیست.(3)

4. جوب کسی که می گوید: من قانون و شورای نگهبان را قبول ندارم، چیست؟

- نمی شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلظ می کنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، که ما شورای نگهبان را قبول نداریم ... من رئیس جمهور را قبول ندارم ... نمی توانی قبول نداشته باشی. مردم رای داده اند به اینها ... به قانون اساسی ... مردمی که رای داده اند، منتظرند که قانون اساسی اجرا بشود(4)

5. بعضی می گویند:"قانون"، ولی خود با قانون مخالفت می کنند، پاسخ امام(ره) به ایشان چیست؟

-تبعیت از قانون، فقط در لفظ نباشد و در واقع خلاف (آن)، واقعا سر فرود بیاورید به قانون و ... به اسلام ... لفظ را همه می گویند؛ شاید از شیطان هم بپرسند، می گوید: من انقلابی هستم!!...

این جمهوری را تضعیف نکنید. بترسید از ان روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود.(5)

6. اگر کسی بخواهد در مخالفت با قانون مردم را تحریک کند، تکلیفش چیست؟

-بعد از اینکه یک چیزی قانونی شد، دیگر نق زدن در آن (معنی ندارد)، اگر بخواهد مردم را تحریک کند مفسد فی الارض است و دادگاهها باید با او عمل مفسد فی الارض بکنند.

اگر می خواهید از صحنه بیرونتان نکنند، بپذیرید قانون را، نگویید هی قانون و خودتان خلاف قانون بکنید. بپذیرید قانون را.(6)

7. چه کسانی از قانون بدشان می آید؟

- البته دزدها از قانون بدشان می آید، و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید و کسانی که مخالفتها می خواهند بکنند، از قانون بدشان می آید. لکن ... قانونی که مال همه ملت است ... و برای آرامش خاطر ... و مصالح ... همه ملت است، باید محترم شمرده شود. قانون برای نفع ملت است. برای نفع جامعه است. برای نفع بعضی اشخاص و بعضی گروهها نیست.(7)

8. نتیجه عمل برخلاف قانون چیست؟

- بعد از اینکه قانون وظیفه را معین کرد، هرکسی بخواهد برخلاف او عمل کند، این یک دیکتاتوری است که حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد کشید و این کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم از هم متفرق و با هم مختلف شدند؛ این همان وظیفه ای است که برای ابرقدرتها باید انجام بدهد، این آدم انجام داده ولو خودش نمی فهمد؛ اگر بفهمد، دیگر مصیبت بالاتر است.(8)

9. چه زمانی کشور قانونی می شود؟

- قانون در راس واقع شده است و همه افراد هر کشوری باید را با آن تطبیق دهند. اگر قانون برخلاف خودشان هم حکمی کرد. باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کننند. آن وقت است که کشور، کشور قانون است.(9)

* من همیشه میل دارم که همه طبقاتی که هستند، همه کسانی که در صحنه ها حاضر هستند،همه با هم بنشینند، اصلاح کنند مسائل را ...

برای خدا کار بکنید. برای خدا آرامش بگیرید.

برای خدا دعوت به آرامش بکنید. برای  خدا توی سر هم نزنید...

من از خدای تبارک و تعالی، امید این را ارم که به ما عنایت بفرماید و ما را هدایت کند به یک راهی که مرضی اوست...

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته(10)


1. صحیفه امام ج 14 ص 279و212

2.صحیفه امام ج10 ص 311

3. صحیفه امام ج 14 ص 377 و 415

4. صحیفه امام ج14 ص 377

5. صحیفه امام ج 14 ص 380

6.صحیفه امام ج 14 ص 377 و 379

7. صحیفه امام ج 14 ص 414

8. صحیفه امام ج 14 ص 415 و 416

9. صحیفه امام ج 14 ص 415

10. صحیفه امام ج 14 ص 376 و 380

نوشته شده توسط احمد خسروی در 22:15 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388

حکایت میر حسین وبچه های مدرسه ...

سلام

قبل از انتخابات همیشه به دوستان و یا درجلساتی که  صحبتی داشتم این نکته را متذکر می شدم که آقای موسوی قصد دارد با به میدان کشیدن هواداران خود با ایجاد یک جنگ روانی به مردم طوری وانمود کند که بسیاری از مردم هوادر من هستند و در آخر هم که رای نیاورد با ایجاد اغتشاش به قانون گریزی بپردازد و کشور را در آشوب و اغتشاش سراسری گرفتار کند که الحمدلله این نقشه را به جزء مناطقی از تهران نتوانستد عملی سازند .اما اگر کسی بی طرف نگاهی به جامعه می انداخت می دید که این گونه نیست هوادارن دکتر احمدی نژاد خیلی بیشترراز هواداران سه کاندیدای رقیب هستند اما چه باید کرد که میر حسین امروز هدفش بی قانونی است ....

حکایت میر حسین مانند بچه های بود که وقتی کوچکتر  بودیم در مدرسه اگر کارنامه به ما می دادند  قبول می شدیم می گفتند من نمره آوردم وقبول شدم منتها اگر نمره شان کم بود و یا قبول نمی شدند  می گفتند معلم به ما نمره نداد...

الان کلی از مسولین کشور می گویند که دلیل شما بر تقلب چیست؟ دلیلی ندارند  و می گویند یا ما رئیس جمهور هستیم و یا تقلب شده بسیاری از بزرگان گفته بودند میرحسین آدم کم ظرفیتی است و در سوابق خود هم نشان داده که زیر بار قانون نمی رود و لی ندیده بودیم که آن هم به برکت انتخابات دیدیم

 

خبر گزاری فارس سخنان زیبایی از امام خمینی (ره ) را مبنی بر قانون بپذیری در سایت درج کرده که خوب هست یک بار دیگر میر حسین و طرفدارانش آن را به دقت بخوانند :

* من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نمي‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام مي‌كنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ،‌ بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اين‌طور نباشد،‌ مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

*نمي‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط مي‌كني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي‌تواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند مي‌شود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسي را قبول ندارم ،‌من مجلس را قبول ندارم ، من رئيس‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ،‌ ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اين‌كه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)

* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابان‌ها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند،‌ اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفته‌ام قدم به قدم پيش مي‌رود،‌ اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل مي‌شود انسان،‌اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل مي‌كند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه مي‌خواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمده‌اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را مي‌كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اين‌ها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،ديگر دعوايي پيش نمي‌آيد؛ هياهو پيش نمي‌آيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

* قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،‌وظيفه‌اشان را قانون معين كرده‌. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده،‌ ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،‌لكن خودشان ملتفت نيستند.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

نوشته شده توسط احمد خسروی در 19:14 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هجدهم خرداد 1388

چه کسی مرجع مبارزه با مفاسد اقتصادی است ؟

سلام

آقای احمدی نژاد از روزهای اول که وارد صحنه انتخابات شد یکی از کارهایی که همواره از آن حرف می زد مبارزه با مفاسد اقتصادی و ویژه خواری بود که از همان ابتدا به مذاق برخی خوش نیامد ولی ملت ایران او را مرد عمل دیده و با رای قاطع او را به عنوان ریاست جمهور برگزیدند و او اولین رئیس جمهوری بود که خارج از دایره حزبی وبدونه پشتوانه احزاب و جناهها به دست مردم به عنوان نهمین رئیس جمهور برگزیده شد 

 

احمدی نژاد از همان روزهای اول کار خود را شروع کرد که نقطه شروع این کار قطع دست ویژه خواران وخیانت کاران به بیت المال بود و در مراحل بعدی قصد داشت که به سراغ برخی نهادها مثل دانشگاه آزاد برود که با توجه به حمایت های آقای هاشمی علی رقم مستند بودن خلافهای این دانشگاه نتوانستند این کار را پیگیری کنند که این مسائل و مسائل مشابه باعث دشمنی باند زر و زور با احمدی نژاد را شدید تر کرد اما دکتر همچنان ثابت قدم در راه خود ایستاده است .

 

سخنان زیر متن صحبتهای مقام معظم رهبری است که نکاتی را پیرامون مفاسد اقتصادی به دولت و مردم تذکر داده اند که این سخنان باید در عمل چراغ راه باشد و پاسخ به کسانی که احمدی نژاد را متهم به مبارزه با مفاسد اقتصادی می کنند.

  

1-به اعتقاد من مركزى كه بايد مبارزه با مفاسد اقتصادى را دنبال كند، دولت است و قوّه‌ى قضاييّه در مرحله‌ى آخر قرار مى‌گيرد. بايد دولت سينه سپر كند و به ميدان بيايد و مبارزه با مفاسد اقتصادى را به‌جد بخواهد. آن‌جايى كه لايحه مى‌خواهد، تنظيم كند و بلافاصله به مجلس بدهد و از مجلس مطالبه كند. وقتى لايحه مى‌آيد به شكل قانون مى‌شود؛ به‌دقّت اجرا كند. آن‌جايى كه محتاج قانون نيست، بخشنامه‌هاى گوناگون و تصويب‌نامه‌هاى دولت كفايت مى‌كند. بالاخره به‌جد دنبال كند؛ بايد اين مسأله را جدّى بگيريم.

2- مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعيض و نيز عدالت‌خواهى است. اين، پايه‌ى مشروعيت ماست. الان درباره‌ى مشروعيت حرفهاى زيادى زده مى‌شود، بنده هم از اين حرفها بلدم؛ اما حقيقت قضيه اين است كه اگر ما دنبال عدالت نباشيم، حقيقتاً من كه اين‌جا نشسته‌ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛ يعنى هرچه اختيار دارم و هرچه تصرّف كنم، تصرّف نامشروع خواهد بود؛ ديگران هم همين‌طور. ما براى عدالت و رفع تبعيض آمده‌ايم. ما آمده‌ايم جامعه را از مواهب الهى خودش - كه مهمترين مواهب الهى در عدالت وجود دارد - و همچنين مواهب اخلاقى و معنوى برخوردار كنيم. البته معناى اين حرف اين نيست كه ما از زندگى دنيايىِ مردم غفلت كنيم؛ نخير، مگر مى‌شود؟ اصلاً آخرت بدون دنيا نمى‌شود و امكان ندارد كه انسان بخواهد به آن مواهب معنوى برسد و دنياى ويرانى هم داشته باشد. اين كار، دلايل واضحى دارد كه نمى‌خواهم آنها را تكرار كنم - مطالبى است كه هم شما مى‌دانيد، هم من - بايد دنيا را آباد كنيم و اين كارها همه آباد كردن دنياست؛ اما دنياى آبادِ دور از عدالت و دور از معنويت به درد نمى‌خورد. گيرم كه رشدمان - به تعبير غلط كه گفته مى‌شود نرخ رشد - آمد بالا و فرض بفرماييد درآمد سرانه‌مان دو برابر و سه برابر شد؛ اما عدالت در جامعه نبود؛ يعنى عمده‌ى اين درآمد به يك بخش محدودى رسيد و بخش عظيمى از مردم، محروم و گرسنه ماندند. اين، كارى نيست كه ما بايد انجام دهيم؛ اين، آن تكليفى نيست كه ما برعهده داريم. تكليف ما اين است كه عدالت را در جامعه مستقر كنيم و اين هم جز با مبارزه عليه فساد و افزون‌طلبى انسانهاى مفتخوار و سوءاستفاده‌كن امكان‌پذير نيست. بخشى از كار عدالت اين‌جا تنظيم مى‌شود.

3- موضوع ديگر، احساس تنعّم و زندگى مرفّه مسؤولان است. من از اين بابت من واقعاً رنج مى‌برم. اين البته خطاب به شما نيست. بعضى از شما زندگيهاى خيلى معمولى و خوبى داريد. روند كار نبايد به سمت تنعّم روزافزون مسؤولان و تظاهر به اين معنا باشد؛ اين غلط است. البته در نوع انعكاس مسافرتها، كارها، زندگيها و جلسات ما به مردم هم گاهى چيزهايى ديده مى‌شود كه مردم را دلسرد مى‌كند و به‌طور عميق روى آنها اثر مى‌گذارد

بیانات  در دیدار اعضای هیات دولت

 

4- در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضى ديده شود. هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهى نبايد استثنا شود. هيچ شخص يا نهادى نميتواند با عذر انتساب به اين‌جانب يا ديگر مسئولان كشور، خود را از حساب‌كشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد

فرمان 8 ماده ای مقام معظم رهبری به سران قوا10/2/1380

نوشته شده توسط احمد خسروی در 15:5 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفدهم خرداد 1388

پول از گرفتن شهرام تا کشتن امام ....

سلام

 

امشب هم مناظره آقای احمدی نژاد با حا ج آقای کروبی دیدنی بود ،آقای کروبی که از جواب دادن و مطرح کردن مبحث منطقی و نقد علمی دولت درمانده بود در جواب به سوال احمدی نژاد که پول شهرام را چه کردید گفتند بله پول گرفته اند و خرج کرده اند واگر هم کسی باز بدهد می گیرد تا بتواند در ستادش خرج کند واقعا آدم می ماند که چه بگوید معولا در تحلیل ها و مباحثی که برای دوستان در ایام فاطمیه و محرم در مورد چگونگی غصب خلافت توسط گروهی صحبت می کنم همیشه این نکته را گوشزد می کنم که یکی از عوامل مهم پذیرش خلفا در مقابل امیر المومنین و یا امام حسین در مقابل یزید پر بودن شکمهای مردم از لقمه های حرام است که امام حسین در روز کربلا بدان اشاره دارد که سبب دشمنی شما با من این است که ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله علی قلوبکم شکمهایتنان از لقمه حرام پرشده است وخدا بر قلبهایتان مهر زده است و به خاطر همین است که امیر المومنین در ابتدای بیعت مردم با ایشان می گوید من تمام بیت المال را که در اموال شما هست می گیرم حتی اگر مهر زنانتان کرده باشید لقمه حرام اثر سوئی در انسان می گذارد که آدمی را که جایگاه خلیفه الهی دارد را مستعد کشتن امام می نماید ؛آن وقت آقای کروبی باخیال راحت می گوید گرفتم باز هم بدهند می گیرم ....

 

در ادمه خوب هست مطالب زیر را که حکایتی هست مرجع تازه گذشته آیت الله العضمی بهجت (ره)را بخوانید


 

حجت الاسلام غلامی، از اعضای سابق دفتر حضرت آیت‌الله بهجت  ره  نقل کردند: «روزی شهرام جزایری، بر اساس ارتباط‌هایی که ایجاد کرده‌ بود از فرزند آیت‌الله بهجت درخواست ملاقات با آقا را داشت. اما وقتی این جریان به اطلاع حضرت آیت‌الله بهجت  رسید وی مخالفت کرد»


شهرام جزایری با طرح ترفندی، روزی به مقابل مسجد حضرت آیت الله بهجت در قم می رود تا وقتی که حضرت آقا از نماز فارغ می شوند، از فرصت استفاده‌ کند و وارد دفتر یا منزل آقا شود و ملاقاتی انجام دهد. به همین منظور بیرون مسجد منتظر می‌ماند تا نماز تمام شود و آقا از مسجد بیرون بیایند.


حضرت آیت الله بهجت  همیشه سرشان پایین بود و به کسی نگاه نمی‌کردند . وقتی از مسجد خارج شدند، یکی از دوستان و نزدیکان شهرام جزایری به آیت الله بهجت نزدیک شد و به آقا گفت: حضرت آیت الله؛ آقای شهرام جزایری از تجار خیـّر تهران هستند و فعالیت‌های خیریه فراوانی انجام می‌دهند و برای عرض ارادت و دست‌بوسی خدمت رسیده‌اند، در این هنگام آقا سر مبارک را بالا‌گرفتند و به شهرام جزایری نگاهی کردند و فرمودند: «برو و از کارهای خیری که انجام داده ای توبه کن!».

(۱)سلام مطلب آقای بهجت وشهرام جزایری را اولین بار سوزن بان منتشر کرد.

نوشته شده توسط احمد خسروی در 5:9 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم خرداد 1388

احمدی نژاد در منطقه ممنوعه....!

سلام (یاداشت میهمان ) 

به حسن خلق وفا کس به یار مانرسد
تورا در این سخن انکار کار مانرسد
هزار نقد به بازار کائنات ارند
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

اگر این روزها، انواع دروغ ها و درشت گویی ها علیه رئیس جمهور ابراز می شود، اگر این روزها سیاه نمایی ها و تحلیل های خودبافته در جهت تخریب دولت به امری روزمره تبدیل شده است، اگر این روزها خانواده هاشمی (از صدر تا ذیل) کمر به هدم رئیس جمهور بسته اند؛ اگر دخترک دوچرخه سوار دیروز(فائزه هاشمی) امروز بر عاطفه مشتی عوام سوار می شود تا تنگ چشمانه بر عاقله خواص بتازد و در مراسم دوم خرداد با تعبیرهای بی پایه و اساس که سرشار از تهی است، بلاهت و لجاجت خود را اثبات کرده نشان دهد که شکست چهار سال پیش پدر داغی است بر دل اوکه عنان از کف او ربوده والبته این عیانی است که چه حاجت به بیان....!

اگر این روزها دغل کارانی با جیره و مواجب، با مارک ها و  نشانه های مختلف، همراه با عملة فاشیست اصلاحات، دروغ بر دروغ حلقه می کنند، جهل بر جهل می تنند، زنجیر می بافند و روترش کنان تیغ غضب بر رگ ادب، انصاف، دین و ایمان خود می کشند تا بی خبر از معصیت جان برکنند، اگر این روزها مرد شعار  "گفتگوی تمدن ها" و "زنده باد مخالف من" که هنوز در رویای خام گذشته سیاحت قدرت  می کند، در مراسم 2 خرداد، الحق چه دندان شکن رسم جدیدی از گفت و گو و مدارا و فرهنگ و ... را به ثبت می رساند  که آدمی به یاد این بیت بیفتند که:

ریا حلال شمارند جام باده حرام

زهی طریقت ملت زهی شریعت و کیش

اگر نامزدهای طالب صدارت هم لهیب صفت نهیبی مهیب بر می کشند تا با بنگاه بانگ و رنگ (سبز) بر آتش این معرکه نفت تشدید بپاشند، خطا در خطابه ریخته _ به نام خلق و به کام خود_ بر آن درویش دردانه یک قبا به سبقت از یکدیگر حمله می کنند، تا شاید  چراغی برسردر در عمارت خود روشن و ماهی دلخواه خود ازاین آب گل آلود صید کنند.

اگر این روزها، معرکه نقد و سوأل چنان برآشفته است که هرکس را بی آنکه حد خویش بشناسد پا از گلیم فراتر برده دیدة تفرس می بندد و دهان تعرض می گشاید، تا بدانجا که شکل و قیافه رئیس جمهور را هم به باد سخریه و تخفییف بگیرند...! این همه نیست مگر ورود احمدی نژاد به منطقة ممنوعه؟! کسانی که قدرت را ملک طلق و موروثی خود  می دانند، چگونه می توانند وجود یک آهنگر زاده ای بی آلایش و خارج از حلقة (بزرگان!!) را تحمل کنند، که با روش ومنش بی پیرایه خودتمام اصول حاکم بر صدارت آنها را به چالش کشیده و ویران می کند. سوارگانی پیدا شده که هم پول و قدرت را به زین گرفته بودند و هم ارزش و ملت را به لگد، والبته مهمتر از همه خود و همپالگی های فرومایه شان چون مرعشی، تاج زاده، خرم و عبدی و خلاصه کارگزار، مشارکت و مجاهدین و... رادر آستانه ی مرگ سیاسی، چگونه می توانند بر گنبد قدرت، بیرق احمدی نژاد را ببینند ودم برنیاورند،فراموش نکره ایم که در این چهار سال از بدو تا ختم دولت نهم حتی یکبار هم، رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت، امام جمعه موقت تهران و... از دولت و شخص رئیس جمهور و خدماتشان جمله ای به تکریم به زبان نیاورده  است و البته:

نشان اهل خدا عاشقی است با خود دار

که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم

بی دلیل نیست که این جماعت پریشان حال، از ترس زوال و دوری از قدرت چنان ناشکیب شوند که برای کم کردن ولو یک میلیون رای از احمدی نژاد، دست به دامن این  و  آن(محسن رضایی) بشوند....!!!

ای دریغ از ناله ای جگر شکاف مولانا:

پنجه  با مردان مزن ای بوالهوس

برتر از سلطان چه  می رانی فرس؟

تاکنون کردی چنین اکنون مکن

تیر کرده آب را افزون مکن

نازنینی تو ولی در حد خویش

الله الله پا منه زاندازه پیش

نوشته شده توسط احمد خسروی در 0:52 |  لینک ثابت   •