تبليغاتX
دست نوشته های یک احمد

 

سلام

 اگر بخوام چند تا از اساتیدی که خیلی از محضرشون استفاده کردم را نام ببرم حتما دو تا شون حاج آقای پناهیان و حاج آقای مهدوی  هستن ؛حالا چند وقتیه حاج آقای مهدوی وبلاگ نویس شده و تو یکی از پست هاش یه خاطره جالبی از آقای پناهیان نوشته كه خوندن داره نخونی از دستت رفته ....

 

حاج آقا پناهيان ميگفتند يكبار به پيشنهاد اساتيد دانشگاه هنر رفتيم كنار دريا(تصورش بكن دريا و اساتيد هنر و هنرمندي بنام پناهيان....چه شود!!!) خلاصه گفتند:يك عصري كنار دريا نشسته بوديم و همه چيز فراهم بود كه آقايون و خانمها طبعشون بشكفه.بالاي سرمون خورشيد خانم از نارنجي به قرمزي و كم كم سرخ ميشد و در محاق مغرب فرو ميرفت از يك طرف نسيم ملايمي كه گونه هامون را نوازش ميداد و از طرفي موسيقي دلنشين دريا(بگو آيت الله العظمي دريا) خلاصه جاتون خالي هر كسي در اون حال و هواي هارموني و رومانتيك و كمي تا قسمتي عارفانه قطعه اي ادبي يا شعري و... از يكي از بزرگان ادب ايران و جهان خواند.

بزم فوق العاده اي به پا شده بود . دست آخر كه همه ي محفوظات جمع ته كشيد ،ياد من افتادند و گفتند:حاج آقا شما كه الحمدلله اهل ذوق هستيد شما هم يك چيزي بگيد تا كيفمون دو نونه بشه.... آقاي پناهيان ميگفت منم ديدم موقعيت آماده است براي يك كار تبليغي ويژه براي همين بر خلاف انتظار و توقع جمع كه بي صبرانه منتظر بودند تا من هم با غزل يا قصيده اي ... يك حالي به مجلس بدم  گفتم :خواهرا برادرا! بعضي حرفها را دانشجوها از استاد بهتر از من روحاني قبول ميكنند...(حالا همه متحيرند كه من چي ميخوام بگم؟) ...مي خواستم ازتون درخواست كنم سر كلاس به دخترا بگيد حجابشونو رعايت كنند...

يك وقت ديدم همه چهره ها گرفته و درهم شد حاكي از اينكه بدجوري ضدحال زده ام!!! وقتي مفصل حالگيري شد گفتم: البته منم ميفهمم كه در جمع اساتيد هنرمند هنرورز هنرپيشه،هين سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود...و في البداهه يك شعر براشون سرودم:

امشب چه غوغا كرده‌اي طوفان چه برپا كرده‌اي

در سرزمين سينه‌ام دل را چو دريا كرده‌اي

گاهي به مدم ميكشي ،گاهي به جزرم ميكشي 

 اي ماه پرافسون مرا پايين و بالا كرده‌اي

درهم مكش آن چشم و رو بردي ببر اين آبرو  

از آبروي من عجب ابري مهيا كرده‌اي

شد رعد و برق ابر من يعني سرآمد صبر من

 آيا به عمرت اينچنين موجي تماشا كرده‌اي؟

پا در ركاب موج بر آي و مرا در اوج بر

آي و وفا كن در كنار عهدي كه با ما كرده‌اي

ديگر چه سود از گفتگو رو گل ندارد پشت و رو

با ما مگر تا پيش از اين بهتر از اين تا كرده‌اي؟

درياي من آرام گير از عكس رويش كام گير  

مه در بغل كي آيدت؟ دل خوش چه بيجا كرده‌اي

تا اين شعر را خواندم همه فضا شد دست و تشويق و... بعد هم گفتند بارك الله حاج آقا از اين حرفها بگو حجاب مجاب چيه؟ گفتم آخه منم براي همين گفتم حجاب!!!! چون دانشجويي كه اسير دوتا شاخك موي دخترها ميشه ديگه زيبايي در عالم نميبينه كه بخواد زيبايي هنري خلق كنه.

جالب تر اينكه ايشان ميگفت فرداي آن روز يكي از اساتيد به من گفت: آقاي پناهيان اين شعر را از كدوم ديوان شعار خواندي؟ گفتم: من اين شعر را ديروز در كنار دريا درجا براتون سرودم!!!!!!

حالا انصاف بده جوون ايراني با اين پيشينه فرهنگي اگر نتونه در كنار دريا و زير غروب قشنگ خورشيد ودر جمع اصحاب هنر دو بيت شعر بگه بايد چكارش كرد؟ من ميگم بايد بگذاريمش لاي دوتا آجر ديوار و يك ماله روش بكشيم.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 11:10  توسط احمد خسروی   | 

سلام

به قول مجید اگر دیر آمدیم امتحان داشتیم ... کمتر می رسم به فضای نت سر بزنم نوشته های زیادی داشتم که اگر فرصت می شد در وبلاگ بنویسم دیگه تو گوشه ذهنم و کاغذهای چک نویس خاک نمی خورد از جواب دادن به اهانتهای آقای محتشمی و گزارش حمایت از آیت الله مصباح مقابل جامعه مدرسین و تابستان و اوقات فراغت و از این جور چیزها ....

امروز یکی از رفقا پیامکی (همون smsخودمان) داد راجع به اهانت به رئیس جمهور ما هم از همه جا بی خبر گفتیم مگه چی شده زنگ زد و جریان اهانت آقای منتجب نیا به ریاست محترم جمهور را توضیح داد ...

به نظرم این طور اهانتها و برخوردها با بزرگان که در مرحله اول اینها با اهانت و فحاشی وتحریف تاریخ نسبت با آیت الله مصباح یزدی و تحریف نظرات امام(ره) در مورد ولایت فقیه نوع حکومت و این را دستمایه قرار دادن برای  متعارض نشان دادن نظرات امام راحل (ره) و آیت الله مصباح و در مرحله بعدی اهانت نفر دوم حزبی که دوست داره رهبری اصلاحات را برای خودش  یدک بکشه و از الان خواب قدم زدن در جلسه هیات دولت را هر شب می بینه یک برنامه حساب شده ای هست که اگر توفیق رفیق راهمون شد در نوشته ای بعدی بیشتر در موردش حرف می نیم ..

ای داد منا بیارید پائین

اما اون چیزی که من می خوام بگم اینه که یک بابایی محکوم به اعدام شده بود فرستادنش بالای دار طناب تو گردنش بود شروع کرد دست و پا زدن و این که کار دارم منو بیارید پائین ؛مسئول اجرای حکم گفت شاید کار مهمی داره و وصیتی میخواد بکنه بیاریدش پائین ..

آوردنش پائین گفتن چیه چکار داری گفت می خواستم بگم داشتم خفه می شدم    خلاصه این حکایت برادران اصلاح طلب ماست که دستشان از منطق استدلال کوتاه شده و دارن دست وپا می زنن که داریم خفه می شیم ما را بیارید پائین

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:2  توسط احمد خسروی   | 

بسم الله الرحمن الرحيم

و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون

عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.

كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.

آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!

آقاي محتشمي!
 خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.

آقاي محتشمي!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.

آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»

آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.

 انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 19:26  توسط احمد خسروی   | 

سلام


۱- شرمنده از این که دیر به دیر به روز می شه.

۲- مطلب پائین را به نقل از مسئول سایت شیخ حسین انصاریان که خودش از حاج آقا نقل کرده نقل می کنم البته قبلا تو کلوپ شیخ حسین هم اومده .

۳ حال شما خوبه از بابت تبریکات هم ممنونیم .
 
اوایل سالهای جنگ راننده بخش ترابری سپاه در حالیکه ماشین صفر سپاه جهت مأموریت در اختیارش بود پس از خروج از منزل متوجه شد که ماشین به سرقت رفته و کلیه مدارک ماشین و کل حقوق وی نیز که مبلغ 3000 تومان بود در ماشین به باد فنا رفته است.

سریعا اطلاعات سپاه و پلیس راه مطلع کرد ولی هیچ اثری از ماشین یافت نشد .

چند روز بعد وقتی از منزل خارج شد با تعجب دید که ماشین جلوی در پارک شده و داخل ماشین یه یادداشت وجود دارد.

سارق اینگونه نوشته :

آقای عزیز ! من آدم گنهکار و خلافکاری هستم که تا کنون از هیچ خلافی دریغ نکرده ام و ماشین شما رو دزدیدم که به کرمانشاه ببرم و بفروشم . در بین راه نوارهایی که در ماشین بود را یکی یکی گوش میدادم که حوصله ام سر نرود که یکی از نوارها باعث شد که من از غفلت بیرون بیایم و توبه کنم.
تمام مدارک ماشین به همراه 3000 تومان پول شما رو در صندوق عقب ماشین گذاشته ام و همه چیز سر جایش است جز اون چند نوار کاست را که برداشتم و از شما حلالیت می طلبم.
من میخواهم به جبهه بروم ولی از شما خواهشمندم که به این آدرسی که می نویسم سر بزنید و به خانواده ام سر کشی کنید ، وضع مالی خوبی ندارم و کسی را ندارم که خانواده ام را به آنها بسپارم.
لطفا اگر توانستید کمکی به آنها بکنید و نگذارید که در نبود من بیش از این سختی بکشند.
خدا نگه دار

راننده ترابری سپاه هم خوشحال از پیدا شدن ماشین و هم ناراحت از این حکایت سریعا با مسئولین خود جریان رو مطرح کرد و جهت کمک به خانواده سارق توبه کرده به آدرس مورد نظر رفتند و متوجه حضور وی در جبهه شدند و مبلغی به خانواده وی کمک و اجاره خانه وی را داده و با صاحبخانه نیز صحبت کردند که به این خانواده فشار نیاورد و اجاره را سپاه خواهد داد.

چند ماه بعد وقتی جهت سرکشی به منزل وی رفتند خود سارق را دیدند که در را گشود و تازه از جبهه بر گشته بود.

همدیگر را در آغوش گرفتند و شدیدا اظهار ندامت نمود ، با توجه به اینکه سارق گواهینامه پایه 1 داشت وی را در بخش ترابری سپاه استخدام کردند ، مدتی بعد دخترش به عقد یکی از پاسداران در آمد و تا بازنشستگی از بهترین و مخلص ترین پاسداران سپاه بود ..
 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 23:27  توسط احمد خسروی   | 

سلام

۱- می شه چشماتون را ببندید و فکر کنید که از بچه گی تا حالا چقدر گذشته  ؟

چقدر گذشت ؟..به اندازه یک چشم بهم زدن.........

 بقیه عمر هم به همین سرعت می گذره ۲۵سال از عمرم مثل یک چشم بهم زدن گذشت.

۲- انا لله وانا الیه راجعون

 دیروز روز تولدم بود که اصلا یادم نبود البته بچه های کلوپ زحمت کشیده بودند و با پیام های تبریکشون به یاد ما آورند و ما هم بخاطر اینکه کمبود محبتمان جبران بشه به چند تا از بچه های پیامک دادیم که زنگ بزنن وتبریک عرض کنن

۳- الفرصه تمر مرالسحاب فانتهزوا فرص الخیر. (نهج البلاغه فیض الاسلام  قسمتی از حکمت شماره 20 ص 1086)

 ای انسانها! فرصتها مانندابر تند سیر در حرکتند. پس توجه داشته باشید و بیدار باشید که باید فرصتهای نیکو را غنیمت شمرید

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:30  توسط احمد خسروی   | 

هیچ می دانی؟

زندگی ساعت تفریحی نیست،

که فقط با بازی،

یا با خوردن آجیل و خوراک،

بگذرانیم آن را،

 هیچ می دانی آیا،

ساعت بعد چه درسی داریم ؟

زنگ اول دینی،

آخرین زنگ حساب...

زنده یاد سلمان هراتی  

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:59  توسط احمد خسروی   | 

سلام

یکی از مسائلی که در شکل گیری هویت فردی آدمها موثر است ایجاد ارتباط و علقه بین گذشته فرهنگی مردم هر عصر است، ایران یکی از کشورهای است که پیشینه فرهنگی بسیار غنی دارد که متاسفانه مورد غفلت واقع شده است ،از جمله یکی از شخصیتهای که می توانست در شکل گیری فرهنگ ما موثر باشد ابو محمد شیخ مشرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی (همان سعدی خودمان )است امروز روز بزرگداشت این شاعر ایرانی است و من در غروب این روز بالاخره فرصت کردم تا مطلبی را در این مورد بنویسم.

سعدی

پادشاهي را شنيدم به کشتن اسيري اشارت کرد؛ بيچاره در آن حالت نوميدي ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفته‌اند هر که دست از جان بشويد هر چه در دل دارد بگويد
وقت ضرورت چو نماند گريز
دست بگيرد سر شمشير تيز

اذا يئس الانسان طال لسانه
کسنور مغلوب يصول علي‌الکلب
 
ملک پرسيد: اين اسير چه مى‌گويد؟ يكى از وزراي نيک محضر گفت: اي خداوند همي‌گويد:
والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس. ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت. وزير ديگر که ضد او بود گفت: ابناي جنس ما را نشايد در حضرت پادشاهان جز راستي سخن گفتن. اين ملک را دشنام داد و ناسزا گفت. ملک روي ازين سخن درهم آمد و گفت: آن دروغ پسنديده تر آمد مرا زين راست که تو گفتي که روي آن در مصلحتي بود و بناي اين بر خبثي. چنانكه خردمندان گفته‌اند: دروغ مصلحت آميز به ز راست فتنه انگيز

هر كه شاه آن كند كه او گويد
حيف باشد كه جز نكو گويد
 
و بر طاق ايوان فريدون شاه، نبشته بود


جهان اى برادر نماند به كس
دل اندر جهان آفرين بند و بس
 
مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت
كه بسيار كس چون تو پرورد و كشت
 
چو آهنگ رفتن كند جان پاك
چه بر تخت مردن چه بر روى خاك

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:19  توسط احمد خسروی   | 

سلام

عمه سادات سلام علیک....

 

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد كه براي خدا حرمي است و آن مكه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن كوفه است. بدانيد كه حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد كه قم، كوفه كوچك ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد كه سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي كند كه با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.»

چند کیلیک :

آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

نوای ماتم :حاج مهدی سلحشور


هنوز هم در غم شهدای حسینه سید الشهدای رهپویان وصالم و مانده ام که چرا به جای همدردی این بازی ها را درمی آورند شاید این را هم باید به حساب مظلومیت فرهنگ بگذاریم.

بیشتر بدانید :

ویژنامه رهپویان وصال که به وصال حقیقی رسیدند

شرح ماجرا از زبان یکی از اعضای کانون

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 12:45  توسط احمد خسروی   | 

سلام

نوشتن نامه برای شما کاری سخت است کسی که روح الله است و مقدس و از مادری مقدس زاده شده  صفحات تاریخ مرا به یاد روزی انداخت که مهاجران مسلمان در برابر  فرستادگان قريش که براي بازگردان آنها به حبشه آمده بودند، قرار گرفتند و از هر سو نداي درباريان بر اخراج آنان بلند شده بود، جعفر بن ابي طالب آياتي از سوره مريم را تلاوت کرد:

وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَاناً شَرْقِيّاً …… قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيّاً

وَجَعَلَنِي مُبَارَكاً أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيّاً وَبَرّاً بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيّا

وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيّاً ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ.(۱)

نجاشي، پادشاه حبشه پس از شنيدن اين آيات در حالي که اشک در چشمانش حلقه زده بود، خطاب به نمايندگان قريش گفت: به خدا قسم گفتار پبامبر اينان و آنچه که عيسي آورده از يک سرچشمه نور است. برويدمن هرگز اينان را به شما تحويل نمي‌دهم.

 

می خواهم سخنانم از کتابی باشد که به آن اهانت شد همان که شما بشارت به آمدنش داده بودید :


«قل يا اهل الکتاب تعالوا الي کلمه سواء بيننا وبينکم الا نعبد الا الله ولا نشرک به شيئاولا يتخذ بعضنا بعضا ارباباً من دون الله فان تولوا فقولوا اشهد وا بانا مسلمون.»(۲)
«بگو اي اهل کتاب بياييد از آن کلمه اي که ميان ما و شما يکسان است پيروي کنيم . به جزخداي يکتا هيچ کس را نپرستيم و چيزي را با او شريک قرار ندهيم و برخي ، برخي ديگر را به جاي خدا به ربوبيّت بر نگزينيم. پس اگر آن ها از حق روي گرداندند، بگوييد شما گواه باشيد که ما تسليم فرمان خداونديم.»

واز آنجایی که می خواهم آنان که دایه دار پیروی تو را دارند این نامه را بخوانند می گویم :

ولا تجادلوا اهل‌الکتاب الا بالتي هي احسن الا الذين ظلموا منهم وقولوا آمنا بالذي انزل الينا وانزل اليکم والهنا والهکم واحد ونحن له مسلمون».(۳)

«و با اهل کتاب جز به شيوه‌اي که نيکوتر است مجادله نکنيد مگر کساني از آن‌ها که مرتکب ستم شده‌اند و بگوييد: به آن ‌چه بر ما و (به آن‌چه) بر شما نازل شده ايمان آورده‌ايم و خداي شما يکي است و ما همه‌ فرمان برداريم.»

اکنون درصدد پاسخ گفتن به فیلم فتنه نیستم؛اما بد نیست بدانند که ما طبق آنچه که از قران کتاب آسمانی خود آموخته ایم به تمام پیامبران الهی ایمان داریم :


«قل آمنا بالله وما انزل علينا وما انزل علي ابراهيم واسماعيل واسحق ويعقوب والاسباط وما اوتي موسي وعيسي والنبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم ونحن له مسلمون» (۳)

[ای پیامبر از جانب خود و پیروانت به همه ]بگو :ما به خدا وآنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب و نوادگان [داری مقام نبوتشان ]فرود آمده،وآنچه به موسی وعیسی و پیامبران از سوی پرورگارشان داده شده ایمان آوردیم ،ومیان هیچ یک از آنان فرق نمی گذاریم ،و ما در برابر او تسلیم هستیم.

باید توجه داشت که پیامبران اللهی همه برای هدایت بشر آمده اند و اهانت به آنها اهانت به تمام بشریت است و اهانت به کرامت انسانی .

ما بر اساس آموخته های دینی خود حق اهانت به هیچ کسی را نداریم :

«ولا تسبوا الذين يدعون من دون ‌الله فيسبوا الله عدواً بغير علم کذالک زينا لکل امه عملهم».(۴)
«هرگز به بت‌پرستاني که غير خدا را مي خوانند اهانت نکنيد، زيرا آنان نيز به خداي شما اهانت مي کنند از روي جهل. اين چنين ما براي هر اُمتي عملشان را زينت داده‌ايم»

باید یاد آور شوم که طبق علوم روانشناسی افراد وقتی متوسل به توهین و اهانت می شوند که دستشان از منطق واستدلال کوتاه شود آنان که در مقابل منطق اسلام حرفی را برای گفتن ندارند بگذار اهانت کنند که چرا :

چراغی را که ایزد بر فروزد               هر آن کس پف کند ریشش بسوزد

ودر نهایت هم منتظر روزی هستیم که تو با مهدی موعود (عج ) خواهی آمد و عدالت برا بر جهان حاکم خواهیم دید .

                              وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً 

 از دیگر وبلاگ نویسان هم دعوت می کنم که آنها هم بنویسند مخصوصا :

طلبه ای از نسل سوم ، صهیون پژوه ، عقیق ،تروریست حقیقی ،جور دیگر باید دید 

در مورد فیلم فتنه بیشتر بدانید :فتنه فیلم فتنه
--------------------------------------------------------------------------------

(۱)مریم

(۲)آل عمران 64

(۳)عنکبوت 46

(۴)انعام 108

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 23:11  توسط احمد خسروی   | 

سلام

مطلبی  را در مورد رام الله نوشتم که با عکس العمل مختلفی مواجه شد و بعضی از شاگردان ایشان بنده را محکوم کردند که من چرا در مورد رام الله نوشته ام و تهمتها و اهانتها هم بماند به جای خودش در یکی از و بلاگها که در نقد افکار رام الله مطلبی را نوشته بود در قسمت نظرهایش مطالبی را منتسب به فردی که ظاهرا قبلا شاگرد ایلیا بوده مطالب خوبی بود گفتم دوستان هم بخوانند؛ طولانی است اما به خواندنش می ارزد.به خاطر رعایت امانت مطلب را کامل و بدون دست کاری قرار داده ام  

نامه سرگشاده
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي پيمان فتاحي
خدا و عشق الهي مقوله اي نيست كه كسي بتواند در بلند مدت از آن به عنوان نقاب استفاده كند,
شاهد سخن160000 نفرانسان تشنه معنويتي است كه تنها به اين دليل كه احتمال دادند نمايندگان دينشان از احساسات مذهبي مردم استفاده ابزاري مي كنندوسخن گفتن از خداراپوششي كرده اند براي استتارآنچه استتاركردني است به آن نمايندگان پشت كردندوبه دامان شما چنگ زدند .
ده سال پيش به هيچ عنوان حاضر نبوديد حتي اسم وفاميلتان ازپرده غيب بيرون بيافتد. دوست داشتيد استاد "م.رام الله" صدايتان كنند يا" آواتار"بدانندتان يا"بني سماء"يا "ايليا"يا"تجسم جريان حقيقت"يا"روح مجسم حق"يا هر عنوان دهان اسرارآميزديگري غير از نام معمولي پيمان فتاحي.
اما امروزنام شما كمترين چيزيست كه خداوند آشكار مي كند.
سالهاي گذشته خودتان ماهانتا , اواتار, يا سات گورو بوديد امسال به طور كلي نظام آواتاري و گوروئيسم را مردود اعلام مي كنيد.
تا ديروزانواع كتابهاي عرفان مدرن شرقي و غربي را كه بعضي از آنها شديدا"انحرافي و گمراه كننده بودند,در ابعاد گسترده تبليغ و منتشر مي كرديد امروز اصرار داريد مكتوب شود: هيچ يك از عرفان هاي شرقي و غربي مورد تاييد و تصديق استاد فتاح قرار ندارند.
در جلسه هاي سخنراني تان عده اي را مي فرستاديد ضبط صوت ها قلم ها و كاغذ ها را از مستمعين بگيرند و حتي دستور مي داديد مامورين انتظامي خودتان پنبه در گوشهايشان فرو كنند چرا كه يك قياس ساده در سخنان قبل وبعدشمابه راحتي تناقضات گفتاريتان راروشن مي كرد...

وچه قولي داديد در يكي از اين سخنراني ها!
قول داديد كه اگر كسي پيدا شود فقط يك مورد مغايرت ميان تعليمات شما و تعاليم كتابهاي مقدس پيدا كند در اين صورت شما بيش از نيمي از شهر تهران را به او مي بخشيد.
البته كه ميان تعليمات شما و تعاليم كتابهاي مقدس مغايرت هست اما فكر نكرديد در حاليكه مالك نيمي از شهر تهران نبوده و نيستيد واكنش مخاطب در برابر چنين ادعايي چه مثبت باشدوچه منفي در هر دو صورت اين نحو مبارزه طلبي دروغگو بودن فرد مدعي را ثابت مي كند؟
مقربين درگاهتان نوشته اند:"او"روشهاي دوازده گانه و اصول سي وشش گانه تفكررا با احاطه كامل وتسلطي همه جانبه به شاگردان خود آموزش مي دهد.بعضي از اين شاگردان پس از گذراندن دوره هاي اوليه آموزش تفكر توانايي جهش يافته خود را در حل مسائل نشان مي دهند. تفكر قرينه‏اي، موازي، فرمول‏ياب، ضد فرمول، نشانه‏شناسي و معكوس، شاخه‏هايي از آموزش‏هاي او در تفكر است كه مشابه آن در دانش متعارف تفكر كم‏سابقه يا بي‏سابقه است."
اماوقتي با شاگردان بی گناهتان روبرومي شويم دروغ بودن تمام ادعاهاي بالا ثابت مي شود.
انبوه وبلاگهايي كه اين شاگردان مامورشدند وارد شبكه كنند ونگاهي به كامنت هايشان گوياترين سند ضعف شديدواختلال در ارگانهاي ذهني مربوط به تفكراست.
تسلط غير عادي قواي احساسي برقواي عقلي , پاك كردن صورت مساله بجاي حل آن, اوهام گرايي واعتمادبه امورنفساني نظيرالهام ورويا, طفره رفتن ازهرنوع شركت در مباحث منطقي, برخوردحذفي با نظرات مخالف, تهمت زدن به مخالفان, پيشداوري و قضاوت وحكم صادر كردن در مورد هركسي كه عاشق استادشان نباشد, مهرنفاق وخيانت واطلاعاتي بودن به افرادمختلف زدن ونظایراینها از جمله خصوصياتي است كه شاگردان شمارامتمايز مي كند.درجايي صراحتا"عنوان كرده اند:" تسليم وخدمتگذاربودن" يعني:كورشويد كر شويد لال شويد...

ادامه نامه در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 12:13  توسط احمد خسروی   |