چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387
انا لله وانا الیه راجعون
سلام
۱- می شه چشماتون را ببندید و فکر کنید که از بچه گی تا حالا چقدر گذشته ؟
چقدر گذشت ؟..به اندازه یک چشم بهم زدن.........
بقیه عمر هم به همین سرعت می گذره ۲۵سال از عمرم مثل یک چشم بهم زدن گذشت.
۲- انا لله وانا الیه راجعون

دیروز روز تولدم بود که اصلا یادم نبود البته بچه های کلوپ زحمت کشیده بودند و با پیام های تبریکشون به یاد ما آورند و ما هم بخاطر اینکه کمبود محبتمان جبران بشه به چند تا از بچه های پیامک دادیم که زنگ بزنن وتبریک عرض کنن ![]()
۳- الفرصه تمر مرالسحاب فانتهزوا فرص الخیر. (نهج البلاغه فیض الاسلام قسمتی از حکمت شماره 20 ص 1086)
ای انسانها! فرصتها مانندابر تند سیر در حرکتند. پس توجه داشته باشید و بیدار باشید که باید فرصتهای نیکو را غنیمت شمرید
جمعه ششم اردیبهشت 1387
زندگی ساعت تفریحی نیست..
هیچ می دانی؟
زندگی ساعت تفریحی نیست،
که فقط با بازی،
یا با خوردن آجیل و خوراک،
بگذرانیم آن را،
هیچ می دانی آیا،
ساعت بعد چه درسی داریم ؟
زنگ اول دینی،
آخرین زنگ حساب...
زنده یاد سلمان هراتی
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
روز سعدی و هویت ما
سلام
یکی از مسائلی که در شکل گیری هویت فردی آدمها موثر است ایجاد ارتباط و علقه بین گذشته فرهنگی مردم هر عصر است، ایران یکی از کشورهای است که پیشینه فرهنگی بسیار غنی دارد که متاسفانه مورد غفلت واقع شده است ،از جمله یکی از شخصیتهای که می توانست در شکل گیری فرهنگ ما موثر باشد ابو محمد شیخ مشرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی (همان سعدی خودمان )است امروز روز بزرگداشت این شاعر ایرانی است و من در غروب این روز بالاخره فرصت کردم تا مطلبی را در این مورد بنویسم.

پادشاهي را شنيدم به کشتن اسيري اشارت کرد؛ بيچاره در آن حالت نوميدي ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفتهاند هر که دست از جان بشويد هر چه در دل دارد بگويد
وقت ضرورت چو نماند گريز
دست بگيرد سر شمشير تيز
اذا يئس الانسان طال لسانه
کسنور مغلوب يصول عليالکلب
ملک پرسيد: اين اسير چه مىگويد؟ يكى از وزراي نيک محضر گفت: اي خداوند هميگويد:
والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس. ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت. وزير ديگر که ضد او بود گفت: ابناي جنس ما را نشايد در حضرت پادشاهان جز راستي سخن گفتن. اين ملک را دشنام داد و ناسزا گفت. ملک روي ازين سخن درهم آمد و گفت: آن دروغ پسنديده تر آمد مرا زين راست که تو گفتي که روي آن در مصلحتي بود و بناي اين بر خبثي. چنانكه خردمندان گفتهاند: دروغ مصلحت آميز به ز راست فتنه انگيز
هر كه شاه آن كند كه او گويد
حيف باشد كه جز نكو گويد
و بر طاق ايوان فريدون شاه، نبشته بود
جهان اى برادر نماند به كس
دل اندر جهان آفرين بند و بس
مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت
كه بسيار كس چون تو پرورد و كشت
چو آهنگ رفتن كند جان پاك
چه بر تخت مردن چه بر روى خاك

