دست نوشته های یک احمد
چهارشنبه هفتم شهریور 1386
تشنه ...
همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف
به امید آن که روزی به شکار خواهی آمد

پرسید می خواهم امام زمان (عج) را زیارت کنم چه کنم ؟ گفت: شبها تشنه به رخت خواب خود برو ... چند روزی گذشت مرد دوباره آمد ، از او پرسید چه دیدی ؟ گفت مدام در خواب آب می دیدم . گفت تو چون تشنه بودی در خواب آب می دیدی اگر تشنه و مشتاق امام خود باشی او را خواهی دید .
نوشته شده توسط احمد خسروی
در 11:39 | لینک ثابت
•

