شنبه دهم شهریور 1386
رنسانس اصلاح طلبی
سلام
چند وقتی هست که در حال مطالعه در مورد عرفانهای نو پدید هستم،یکی از زمانهای که در مورد علت شکل گرفتن این عرفانها و جریان شناسی آن باید مورد بررسی قرار گیرد عهد رنسانس است که بی توجهی به شأن،اختیار و حریت ذاتی آدمی وتنزیل او از مراتب بلندش به مرتبه جانداری و مطیع قرون وسطا،گروهی از اندیشمندان را بر آن داشت تا برای احیای مقام انسان، نهصتی فکری پایه ریزی کنند که اومانیزم نام گرفت.
این نهصت که همواره از روح و عاطفه و از توجه به ابعاد معنوی انسان غافل بوده پس از سالها ارتباطات صرفا" ماشینی عصر ماشینیزم را به بار نشانده امروزه در صدد است تا با رواج روح خرافه گرائی و... این خلاء را برای انسانهای این عصر پر کند.
نمی خواهم اکنون در مورد این عرفانها و مسائل پیرامونی آن سخن بگویم فقط خواستم اشاره ای به مولود رنسانس کرده باشم....در همین افکار بودم که یکی از دوستان پیامکی (smsخودمان)را برایم فرستاد :راه چمنی رئیس شورای عالی حزب همبستگی :جبهه دوم خرداد یک پا لایش اساسی میشود و تند روها باید محترمانه از جمع اصلاح طلبان خارج شوند.
این مطالب در حالی بیان می شود که آقای کروبی هم که لقب پدر بزرگ اصلاح طلبان را دارد با انتقادات شدید از تندروها و بعضی از افرادی که شکست سنگین در انتخابات را متوجه آنان می کرد خواستار پالایش و جدا کردن خطوط این افراد از جبهه دوم خرداد شد .
به نظر می آید که سران اصلاح طلب علی رقم ادعای وحدت دچار تناقضات شدیدی هستند چرا که نظرات کروبی با مخالفت شدید افراد دیگری از این جبهه مواجه شد.
آن چه من می خواهم بگویم این است که جریان دوم خرداد پس از چند سال از تولد خودش خواستار شکل گیری یک رنسانس درون گروهی می باشد که باید گفت امری غیر قابل امکان است چرا که در این جبهه افرادی دور هم گرد آمده اند که در تفکرات و افکار و کردارشان دچار تضادهای هستند که به هیچ وجه با هم قابل جمع نیست .
