تبليغاتX
دست نوشته های یک احمد - دزد ماشین و نوار سخنرانی استاد حسین انصاریان

یکشنبه پنجم خرداد 1387

دزد ماشین و نوار سخنرانی استاد حسین انصاریان

سلام


۱- شرمنده از این که دیر به دیر به روز می شه.

۲- مطلب پائین را به نقل از مسئول سایت شیخ حسین انصاریان که خودش از حاج آقا نقل کرده نقل می کنم البته قبلا تو کلوپ شیخ حسین هم اومده .

۳ حال شما خوبه از بابت تبریکات هم ممنونیم .
 
اوایل سالهای جنگ راننده بخش ترابری سپاه در حالیکه ماشین صفر سپاه جهت مأموریت در اختیارش بود پس از خروج از منزل متوجه شد که ماشین به سرقت رفته و کلیه مدارک ماشین و کل حقوق وی نیز که مبلغ 3000 تومان بود در ماشین به باد فنا رفته است.

سریعا اطلاعات سپاه و پلیس راه مطلع کرد ولی هیچ اثری از ماشین یافت نشد .

چند روز بعد وقتی از منزل خارج شد با تعجب دید که ماشین جلوی در پارک شده و داخل ماشین یه یادداشت وجود دارد.

سارق اینگونه نوشته :

آقای عزیز ! من آدم گنهکار و خلافکاری هستم که تا کنون از هیچ خلافی دریغ نکرده ام و ماشین شما رو دزدیدم که به کرمانشاه ببرم و بفروشم . در بین راه نوارهایی که در ماشین بود را یکی یکی گوش میدادم که حوصله ام سر نرود که یکی از نوارها باعث شد که من از غفلت بیرون بیایم و توبه کنم.
تمام مدارک ماشین به همراه 3000 تومان پول شما رو در صندوق عقب ماشین گذاشته ام و همه چیز سر جایش است جز اون چند نوار کاست را که برداشتم و از شما حلالیت می طلبم.
من میخواهم به جبهه بروم ولی از شما خواهشمندم که به این آدرسی که می نویسم سر بزنید و به خانواده ام سر کشی کنید ، وضع مالی خوبی ندارم و کسی را ندارم که خانواده ام را به آنها بسپارم.
لطفا اگر توانستید کمکی به آنها بکنید و نگذارید که در نبود من بیش از این سختی بکشند.
خدا نگه دار

راننده ترابری سپاه هم خوشحال از پیدا شدن ماشین و هم ناراحت از این حکایت سریعا با مسئولین خود جریان رو مطرح کرد و جهت کمک به خانواده سارق توبه کرده به آدرس مورد نظر رفتند و متوجه حضور وی در جبهه شدند و مبلغی به خانواده وی کمک و اجاره خانه وی را داده و با صاحبخانه نیز صحبت کردند که به این خانواده فشار نیاورد و اجاره را سپاه خواهد داد.

چند ماه بعد وقتی جهت سرکشی به منزل وی رفتند خود سارق را دیدند که در را گشود و تازه از جبهه بر گشته بود.

همدیگر را در آغوش گرفتند و شدیدا اظهار ندامت نمود ، با توجه به اینکه سارق گواهینامه پایه 1 داشت وی را در بخش ترابری سپاه استخدام کردند ، مدتی بعد دخترش به عقد یکی از پاسداران در آمد و تا بازنشستگی از بهترین و مخلص ترین پاسداران سپاه بود ..
 

نوشته شده توسط احمد خسروی در 23:27 |  لینک ثابت   •